تبليغاتX
هر چه میخواهد دل تنگت بگو

بر تپه ای تنها

بي برگ و بي بار

تنها ، ميان برفها

بر تپه اي – تنها تر از خود –

                                ايستاده

بادامهايش را تكانده باد پاييز

دستان او خاليست ، خالي

حتي كلاغي سوي او

                        نگشوده بالي

با اين همه

گل مي كند

    وقتي بهار از راه مي آيد  .

!! صادره از مهسا | 17:55 | سه شنبه یازدهم فروردین 1388 •

سفر !!!

 

بسمه تعالی

آژانس زیارتی-سیاحتی و همیشگی اخرت

با اقامت دائم

گذرنامه زیر برای تمامی مسافرین یکسان تکمیل میشود.

 

 نام:انسان

 نام خانوادگی:آدمیزاد

نام پدر:ادم

نام مادر:حوا

لقب:اشرف مخلوقات

نژاد:خاکی

صادره:دنیا

شماره شناسنامه:6666

ساکن:گیتی-کهکشان راه شیری-منظومه شمسی-زمین

مقصد:اخرت-برزخ

ساعت پرواز:هر وقت خدا بخواهد

ادرس:بهشت برین با توجه به اعمال خالص وپاک در غیر این صورت جهنم سوزان

 

وسایل مورد نیاز:

1. مقداری پارچه سفید

2. عمل نیک

3. انجام واجبات و ترک محرمات

4. امر به معروف و نهی از منکر

5. دعای والدین و مومنین

6. نماز اول وقت

7. ولایت ائمه اطهار

8. تقوی و پرهیزکاری

 

توجه:

۱. خواهشمند است قبل از پرواز جهت رفاه حال خود خمس و زکات اموالتان را پرداخت نمائید.

2. از اوردن مقام- ثروت- اتومبیل- منزل حتی به داخل فرودگاه خودداری نمائید.

3. قبل از حرکت به بستگان خود توصیه نمائید از اوردن دسته گلهای سنگین- سنگ قبر گران قیمت و تجملاتی و مراسم های پر خرج خودداری نمایند.

4. قبل از پرواز اموال1تان را بین فرزندان و خویشاوندان تقسیم نمائید.

5. بار مجاز برای هر نفر بمیزان اعمال صالح می باشد لذا از اوردن بار اضافی از قبیل: حق الناس- غیبت- تهمت و غیره خودداری نمائید.

 

برای کسب اطلاعات بیشتر به قران و احادیث ائمه اطهار مراجعه نمائید.

 

جهت مشاوره و راهنمایی میتوانید در تمامی اوقات شبانه روز با شماره های ذیل تماس حاصل فرمائید.لازم به ذکر است که پیش شماره تماس نیت خالص می باشد.

سوره بقره ایه 186- سوره اعراف ایه 155- سوره نسا ایه 145- سوره طلاق ایه 1و2- سوره توبه ایه 129.

 

سفر خوشی را برای شما ارزومندیم.

 


سرپرست کاروان زیارتی-سیاحتی و همیشگی اخرت

حضرت عزرائیل.

!! صادره از مهسا | 17:7 | یکشنبه چهارم اسفند 1387 •

طرح نو

مداد را بردار

                به روي صفحه ي كاغذ _ كه مثل ديوار است _

دو طرح ، از دو ، سه تا پنجره بزن

وپشت پنجره كوهي

                           و آسماني صاف

درخت سبزي

                  بر شاخه هاش گنجشكان

و آفتابي گرم از محبت خورشيد

 ............       

نگاه كن آنوقت

به طرح منظره ات

به آسمان و به كوه

به آفتاب درخشان

به باد

_ وقتي كه _

عبور ميكند از برگهاي نقاشي

و مي وزد بر تو .

!! صادره از مهسا | 18:1 | سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 •

آدم برفی

عریانی ی تن ِ آب آلودِ من...

سپید ...

کجای ریزش تنم قرار داری؟

می دانی ... من غرق می شوم .

                    و برودتِ تنم را به روشنی و گرمی ی دستانِ تو می سپرم!

در من ، همیشه تو بیداری

              جاری می مانی

                    و زلال ... سپید!

!! صادره از مهسا | 19:32 | جمعه بیست و هفتم دی 1387 •

شوق پرواز

شوق پرواز دارم اینك

تا بدانم آن سوی تر چیست؟

تا بدانم آن طرف تر كیست؟

هست جایی كه نیرنگی نباشد

هست جایی كه فریبی از رفیقی هم نباشد

هست جایی كز بلغزد پای

دستی آید سوی تو

لیك با دو چشم مضطرب

و نه نگاهی با خشونت

یا لبی اما گزیده

شوق پرواز دارم

تا بیاسایم من آنجا

!! صادره از مهسا | 15:45 | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 •

آسمان بارانیست یا ....

آسمان بارانی است

اشك من هم جاری است

شاید این ابر كه می نالد و می گرید از درد من است

آخری اخر ابر هم - از دلم با خبر است

شاید او می داند

كه فرو خوردن اشك

قاتل جان من است

من به زیر باران از غم و درد خودم می نالم

اشك خود را كه نگه می دارم با یه بغض كهنه

من رهایش كردم باز زیر باران

من به زیر باران اشكها می ریزم

همگان در گذرند

باز بی هیچ تامل در من

سر به سوی آسمان می سایم؛

من نمی دانم...

صورتم بارانی است یا آسمان بارانی است

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 
!! صادره از مهسا | 15:23 | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 •

دلتنگي

آنقدر بی خیال از بازنگشتنت گفتی،
که گمان کردم سر به سر ِ این دل ِ‌ساده می گذاری
!
به خودم گفتم
این هم یکی از شوخی های شاد کننده ی توست
!
ولی آغاز ِ آواز ِ بغض ِ گرفته ی من،
در کوچه های بی دارو درخت ِ خاطره بود
!
هاشور ِ اشک بر نقاشی ِ چهره ام
و عذاب ِ شاعر شدن در آوار هر چه واژه ی بی چراغ
!
دیروز از پی ِ گناهی سنگین، گذشته را مرور کردم
!
از پی ِ تقلبی بزرگ، دفاترِ دبستان را ورق زدم
!
باید می فهمیدم چرا مجازاتم کرده ای
!
شاید قتل ِ مورچه هایی که در خیابان
به کف ِ کفش ِ من می چسبیدند،
این تبعید ناتمام را معنا کند
!
شیشه ای که با توپ ِ سه رنگ ِ من،
در بعدازظهر تابستان ِ هشت سالگی شکست
!
یا سنگی که با دست ِ من
کلاغ ِ حیاط ِ خانه ی مادربزرگ را فراری داد
!
یا نفرین ِ ناگفته ی گدایی، که من
با سکه ی نصیب نشده ی او برای خودم بستنی خریدم
!
وگرنه من که به هلال ابروی تو،
در بالای آن چشمهای جادویی جسارتی نکرده ام
!
امروز هم به جای خون بهای آن مورچه ها،
ده حبه قند در مسیر ِ مورچه های حیاط مان گذاشتم
!
برای آن پنجره ی قدیمی شیشه ی رنگی خریدم
!
یک سیر پنیر به کلاغ خانه ی مادربزرگ
و یک اسکناس ِ سبز به گدای در به در ِ خیابان دادم
!
پس تو را به جان ِ جریمه ی این همه ترانه،
دیگر نگو ب ر ن م ی گ ر د ی...!

تمام امشب را

مثل هر شب

به تو فكر خواهم كرد

میان سكوت كوچه ها

و آرامشی كه بر زمین نشسته است

به تو ...

و تصویر تو

خیره خواهم شد

و آرام آرام

چكه خواهم كرد

روی همه خاطراتم ...

 

!! صادره از مهسا | 14:31 | سه شنبه هفتم آبان 1387 •

نقطه سرخط

 

دستم به قلم نمیرود

هر روز تا هزار سال جلو میروم و هر بار بار هزار سال را به دوش می‌کشم

میدانی٬

بار دقایق سنگین است ٬ بار روزها و سال‌ها سنگین تر

و از همه سنگین تر ٬ لحظه‌ها

دستم سنگین شده

گوشه گیرم

چشمانم را میبندم و می‌نویسم

از خودم

از تو

از راز

از روزگار

از ابهام جاری نانوشته‌ی لحظه‌ها

چشمانم را که میبندم بردار زمان نیست میشود

قدم زدن در گذشته و آینده برایم چون حرکت دادن نگاه می‌شود روی گذر آب رود

یا مثل شنا کردن ٬ وقتی ضربان قلبت با آب یکسان میشود

چیزهایی میبینم که میترسم

که ناگفتنی‌ند

ظرفم بزرگ شده

انبوهم

نمیدانم تا کی ادامه خواهم داد

میدانی ٬

هیچ چیز خواستنی تر از مطلقِ سکوت نیست

و ترس

تنها معنی سکوت مطلق است

شاید چیزی مثل مرگ .

 

 

من هنوز گیج تصویر هایی هستم که گه گاه هجوم می آورند

 و خانه ای که صد ها اتاقش هنوز خالی ست.

اتاق هایم را رنگ می کنم و مزرعه را می چینم.

می دانم که هزار رنگ آفرینشی بیش از توان من است

ولی من در رویاهایم و در آرزوهایم بیش از توانم پرواز می کنم.

 و برایت باز خواهم نوشت.

!! صادره از مهسا | 12:44 | یکشنبه پنجم آبان 1387 •

ســــــــــــــــــــــــــــــلام

سلام دوستان چطوريد ؟

من مهسا نويسنده ي اين وب هستم

سابقم توي وب نويسي چند ماهه هست اما به دلايلي وب قبليم رو حذف كردم

حالا ميخوام اينجا راحت باشم

باخودم   باشما

پس شما هم با من راحت باشين و بگين چي دوس دارين توي وبم بزارم از تحقيق گرفته تا تيتراژ فيلم ها اگه از دستم بر بياد دريغ نميكنم بــــــــــــــــــاوركن

فعلا باي

!! صادره از مهسا | 17:11 | دوشنبه پانزدهم مهر 1387 •